محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
461
رشحات البحار ( فارسى )
خويش و اعراض از عالم دنيا ، يعنى عالم طبيعت خويش ؛ به صورتى كه با تحريكات ان ، تحرك نكند ، بلكه بايد حركت وى براساس حكم و فرمان دينش باشد و حتى انگيزه و داعى او براى حركت ، نگاه استقلالى وى به طبيعت نباشد ، بلكه بايد به طبيعت به عنوان يك آلت يا ابزار بنگرد و نيازمندىهاى طبيعت را براساس عدالت بر طرف نمايد و به حقيقت خويش نظر داشته باشد و در نتيجه بنده نفس و طبيعت نباشد . مقصود از حنافت نيز همين است كه قبلا شرح ان گذشت . صفت دوم [ فرد بنده خداوند متعال ( عبد اللّه ) باشد ] از آنجا كه خروج از اسارت طبيعت اعم از ان است كه تحت فرمان مولا و به واسطه انبيا باشد ؛ زيرا گاهى به اين صورت نيست . بااينحال كمال عبديت و بندگى اين است كه فرد بنده خداوند متعال ( عبد اللّه ) باشد . اين است كه فرمود : عَبْداً مِنْ عِبادِنا « 1 » ملاك عبوديت بنده براى خداوند نيز اين است كه مولاى خود را شهود كند . از ديگر ملاكهاى عبوديت ، مقام « اعبد ربك كانك تراه » و مقام « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » است كه قبلا شرح انها بيان شد . صفت سوم [ تبديل شدن به عبدى كه مورد عطاى رحمت رحمانيه خداوند باشد كه موجب سعه وجودى وى شود ] اينكه مورد عطاى رحمت رحمانيه خداوند باشد كه ( اين رحمت ) موجب سعه وجود وى مىشود . صفت چهارم [ تبديل شدن به عبدى كه مورد عطاى رحمت رحيميه خداوند باشد كه موجب انواع فناى وى مىشود . ] تبديل شدن به عبدى كه مورد عطاى رحمت رحيميه خداوند باشد كه
--> ( 1 ) . همان